چند روزیه با مردِ شاعرِ عکاسِ 38ساله ای صحبت میکنم که از قضا صدا پیشه است و صدای فوق العاده ای داره . بسیار جذابه هم از نظر ظاهری هم از نظر گفتار و رفتار و نوع حرف زدن .
و خب این چند روز اخیر متوجه ی لحنِ عجیب جملاتش شدم و امشب کاملا مطمئن شدم که غرضش از این همنشینی و صحبت های مداوم و دلبری کردن با صداش و جملاتِ ادبیش چیه ...
راستش زن بودن حتی از کار توی معدن هم سخت تره .
و شما نمیدونید چه حس بدیه وقتی به کسی به چشمِ احترام نگاه میکنی و اون شما رو ی تیکه گوشت میبینه که فقط برای ی کار مورد استفاده است .
کاش انقدر زود نسل مردا منقرض نشه
برچسب:
نویسنده: آرمان سلیمانی